تبلیغات
شنا، شیرجه و واترپلو - سرنوشت جالب مدیرانی که از "دستبوسی" به "پابوسی" رسیدند
جمعه 18 شهریور 1390

سرنوشت جالب مدیرانی که از "دستبوسی" به "پابوسی" رسیدند

• نوشته شده توسط: زیرآب زن

امیرحسین آیت اللهی ریاست سابق فدراسیون شنا

با تغییر رئیس فدراسیون شنا به عنوان نخستین عزل محمد عباسی در مقام وزیر ورزش و جوانان، ثبت شد و البته این تغییر با حواشی فراوانی همراه بود که عمده این حواشی به نحوه عزل و اخراج رئیس فدراسیون و همچنین واکنش رسانه ای اش در قبال این اتفاقات و واکنش بعدی وزارتخانه مربوط می شد که نشان داد در فضای مملو از اخلاق (!) ورزش ایران که اصلاً بی اخلاقی در آن کم آورده به عنوان آیینه تمام نمای برخی دیگر از حوزه ها، حب مقام هیچ جایی ندارد و همه آماده اند کرسی های مدیریتشان را نوبتی به همدیگر قرض دهند!

به گزارش سرویس ورزشی «آینده»؛ شنا به عنوان رشته ای که هیچ امیدی برای مدال آوری اش در سطح نخست جهان و المپیک وجود نداشت و چشم اندازی نیز در این باره وجود نداشت و طبیعتاً سهمی از نشان های متعدد المپیکی این رشته نیز از آن ایران نمی شد و با وجود شکست ایران در میادین بزرگ، رئیس فدراسیون تغییر نمی کرد و رسانه ها نیز که روابط خاص و حسنه ای با مسئولان وقت فدراسیون داشتند، کمترین نقدها را نسبت به اوضاع این فدراسیون داشتند و عملاً منتقدان شنا بایکوت شده بودند. با تغییر رئیس فدراسیون شنا و جان گرفتن منتقدان، علی رغم آنکه سرپرست فدراسیون نیز در این سطح مدیریتی تلقی نمی شد صرف تغییر، یک اتفاق مثبت تلقی شد و پس از آن نیز انتشار اخباری مبنی بر صرف خاویار با هزینه فدراسیون و یا خرید خودروهای شاسی بلند برای مسئولان اسبق فدراسیون، این تغییر را شیرین کرد اما با گذشت مدتی مشخص شد که قرار نیست اوضاع بهتر شود، به خصوص آنکه برخلاف رئیس سابق که ناکام بود و قول هم نمی داد، رئیس جدید هم ناکام بود و هم وعده هایی می داد که اجرا نمی شد و مصداق این رویکرد، چک های پاداشی بود که مقابل دوربین ها در فرودگاه به ورزشکاران به عنوان پاداش داده شد و چون حساب فدراسیون خالی بود، روز بعد پس گرفته شد!

رقابت شناگران ایران در کنار نمایندگان رژیم اسرائیل نیز یکی دیگر از اتفاقاتی بود که همچون دوره پیشینش رخ داد و البته تلاش شد با حذف منتقدان بر آن سرپوش گذاشته شود و این ذره ای کوچک از اتفاقاتی است که رسانه ای شد و بخش دیگر از آنچه رخ داده و سربسته مانده بیان نمی شود تا احیاناً حیثیت هیچ شخصی در ملاء عام لکه دار نشود. با این حال روابط ویژه رئیس جدید فدراسیون شنا با علی سعیدلو و برخی دیگر از مسئولان سازمان منحله تربیت بدنی، جایگاه وی را تثبیت کرده بود؛ روابطی که آنقدر صمیمی بود که رئیس فدراسیون شنا عنوان کند: «...پای سعیدلو را هم می بوسم...» و همین سوژه کاریکاتوریست ها شود تا اینکه بالاخره با رفتن سعیدلو، رئیس فدراسیون شنا هم عزل شد و در ادامه نیز احتمالاً برخی دیگر از مدیران منصوب سعیدلو استعفاء داده یا استعفاء داده خواهند شد.

اما از همه این مسائل تلخ تر اتفاقات تلخی بود که در زمان برکناری این رئیس فدراسیون رخ داد. علی الظاهر از این رئیس فدراسیون خواسته شده که استعفاء دهد اما وی از این امر استنکاف کرده و در ادامه برکنار می شود. در ادامه نیز وی حاضر به ترک ریاست فدراسیون و سپردن مسئولیت به جانشنیش نمی شود تا در نهایت توسط مسئولان حراست از کرسی ریاست بلند شده و به زور از پست جدایش کرده و از فدراسیون خارجش کنند! این در حالی است که پیش از این نیز رئیس سابق فدراسیون ووشو نیز این چنین کنار گذاشته شد و فدراسیون ووشو در آن مقطع پلمپ شد و رئیس جدید، درب پلمپ شده را گشود.

شاید روزی چنین اتفاقی برای علی کفاشیان هم رخ دهد. علی کفاشیانی که مدعی است استعفایش به نفع فوتبال نیست، همانگونه که رئیس سابق فدراسیون ووشو دقیقاً مدعی بود استعفایش به نفع ووشو نیست و رئیس فدراسیون شنا هم لابد با همین استدلال استعفاء نداد! حالا با این شباهت ها، آیا روزی فرا می رسد که بازوهای رئیس فدراسیون فدراسیون فوتبال گرفته شود و در حالی که روی زمین کشیده می شود، به خارج از ساختمان سئول فدراسیون فوتبال راهنمایی شود یا علی کفاشیان در انتخابات پیش روی فدراسیون فوتبال نیز شرکت نخواهد کرد و حب مقام را کنار گذاشته و دوران بازنشستگی اش را آغاز خواهد کرد؟ آیا روزی فرا می رسد که در دل نگوییم، من میزم را دوست دارم؟

 این اتفاق جالب چه تکرار شود و چه تکرار نشود، نمی توان ریشه هایش را در ورزش نادیده گرفت. ریشه هایی که نشان می دهد، حب مقام در حوزه ورزش که مشتی نمونه خروار برخی دیگر از عرصه هاست، به مراتب افزایش یافته و مدیران از دستبوسی به پابوسی برای حفظ کرسی تنزل جایگاه یافته اند و انشاالله بیش از این تنزل نیابند، هر چند با توجه به افت شدید اخلاقیات به ویژه در حوزه ورزش ایران که روزگاری نماد اخلاقیات و روحیه پهلوانی بود، بعید است این روند منقطع شده و تشنگان خدمت (!) که عمدتاً ناکام هستند میدان را خالی کنند و چهره هایی چون ناطق نوری رئیس بیست سال اخیر فدراسیون ناکام بوکس میدان را برای مدیران توانمندتر خالی کنند.


نظرات()

منبع: آینده ،





Powered by WebGozar